با توجه به اهمیت مطالب و به روز بودن آنها و ملاحظات مرتبط با متغیرها و گزاره های دخیل در روند تحقیق و ابعاد گسترده مسائل امنیتی- سیاسی میان ایران ، افغانستان و پاکستان از چهارچوب روش توصیفی استفاده شده است.
واژگان کلیدی : مرز، ژئوپلیتک ، اتباع خارجی ، تهدیدات
مقدمه
مرزهای سیاسی کشور مهمترین عامل تشخیص و جدایی یک واحد متشکل سیاسی از واحدهای دیگر است. در درون همین خطوط مرزی است که وحدت یک مجموعه سیاسی به نام کشور شکل می گیرد. مرز مؤلفه ای از هویت دولت مدرن است که امروزه مورد توجه دولتهای جدید قرار گرفته است، در نظامهای سیاسی قدیم مسائل مرزی منحصر به سر حدات و حل آنها سهل و سریع بوده است. لیکن امروزه چالشهای مرزی به واحدهای سیاسی اطلاق می گردد و حل و فصل آنها چندان ساده نیست. علت این پیچیدگی را می توان در کارکردهای مرز جستجو نمود. کارشناسان و متخصصان ژئوپلتیک در خصوص نقش و کارکردهای مرز نظرات متفاوت و تکمیل کننده ای ارائه کرده اند. تحدید حدود منطقه ای اعمال قدرت حکومت، اثبات حقوقی یا فیزیکی یک دولت بر یک قلمرو خاص، ایجاد حد نهایی کنترل و حاکمیت هر دولت بر قلمرو و مردم خود ،از جمله کارکردهایی هستند که به مرز نسبت داده شده و مؤید این مطلب است که مرز حائز نقش و کارکردهای متفاوت در مقوله های سیاسی ،اجتماعی و نظامی است .
ایران به دلیل ویژگیهای خاص خود، به طور طبیعی خواهان نقش آفرینی به گونهای متناسب با قدرت و شأن خود در سطح منطقه میباشد. در این روند، جمهوری اسلامی ایران افزایش حضور و نفوذ آمریکا در سیستمهای اقتصادی، سیاسی و نظامی منطقهای را تهدیدی مستقیم برای کشور و افزایش نقش تلقی میکند. در مقابل، آمریکا نیز افزایش نفوذ ایران در سطح منطقه را با توجه به سابقه سیاستها و ماهیت ضد سلطه و ضد آمریکایی نظام جمهوری اسلامی، تهدیدی علیه منافع ملی خود در جهت دسترسی به استراتژیهای دراز مدت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و نظامی خود در نظر میگیرد.این حقیقت غیر قابل انکار است که کشور ایران در طی تاریخ با تغییر در مرزهای سیاسی یا قدرتمند شده و یا دچار ضعف و انحطاط گردیده است.
خصوصاً اینکه جمهوری اسلامی ایران در منطقه ای از جهان واقع شده که مدام در سیطره قدرت های بزرگ جهانی قرار داشته است و مرزهای این کشور به شدت متأثر از این مناسبات جهانی بوده است. ناهمگونی های مرزهای کشور در ابعاد مختلف به گونه ای است که کمتر منطقه ای از مرز در برابر نوع خاصی از پدیده های مختلف ناامنی و ناهنجاری قرار گرفته است و انواع گوناگون تهدیدات خارجی و داخلی نیز به شکلی این ناهنجاری ها را تحت تأثیر قرار داده و بعضاً در مقاطعی به آن دامن زده اند.
فصــل اول
(کلیات تحقیق)
بیان مسئله
کشورهای واقع در یک حوزه ی جغرافیایی به حکم مؤلفه هایی همچون جغرافیا،تاریخ، اقتصادوفرهنگ برهمدیگرتاثیرمیگذارند و از هم تاثیرمیپذیرند. نگاه عمیق به تحولات جمهوری اسلامی ایران وافغانستان نشان میدهدکه این دوکشوربه علت همسایگی،مسایل تاریخی،فرهنگی، زبانی و دینی از یکدیگر متأثر می شوند. به عنوان مثال جنگ داخلی در افغانستان به بی ثباتی در مرزهای ایران و ورود مهاجرین افغان به ایران انجامید. در همین حال، وقوع انقلاب اسلامی در ایران آثار اولیه خود را بر افغانستان به نمایش گذاشت و لذا ایران به یکی ازحامیان نیروهای جهادی در افغانستان تبدیل شد. اشغال افغانستان به وسیله شوروی، رقابت شرق و غرب در این کشور، جنگ و جهاد داخلی، کشتار شیعیان و آواره شدن میلیون ها نفر، مواد مخدر، مسئله هیرمند و . . . از جمله مسائلی هستند که ایران از آنها تأثیر پذیرفته و دربعضی مواقع برای تأمین امنیت و منافع خود به ناچار درگیر تحولات ومسائل افغانستان شده است. علاوه برموارد فوق، ظهور و سقوط طالبان تحت تأثیرآمریکا و تحولات افغانستان پس از 11 سپتامبر 2001، باعث اهمیت بیشترتحولات این کشور در ارتباط با امنیت ملی ایران شده است.
محیط استراتژیک ایران چنان است که افغانستان به یکی از مهم‌ترین حلقه‌های این محیط تبدیل شده است. امروزه عدم وجودصلح وامنیت درافغانستان،وجودسیاستهای اشغالگرانه آمریکاو خصوصاً سیاستهای پنهان برخی کشورها به منظور انتقال مواد مخدر و باندهای قاچاق اسلحه و گروههای خرابکارانه به ایران مواردی است که همواره ایجاد ثبات امنیتی منطقه را به مخاطره افکنده است.مهمترین منابع تنش زای سیاسی- امنیتی در روابط ایران و افغانستان را می توان در مؤلفه های فعالیت اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر در داخل و آنسوی مرزها،فعالیت گروه های تروریستی که اقدامات منفی سیاسی و ضد امنیتی مرتکب می شوند،حضور مهاجرین افغان و تبعات ناشی از این حضور،قاچاق و جرائم خشن، جستجو کرد.با حمله آمریکا به افغانستان و اشغال نظامی آن کشور‏، مناطق پیرامونی ایران تغییراتی را پذیرا شد و حوزه نفوذ سنتی ایران را محدود و در تنگنای شدید قرار داد. حضور آمریکا درافغانستان و در پاکستان (به طور غیرمستقیم و بر مبنای همکاری) موجب کاهش قدرت مانور ایران در افغانستان و گسترش حوزه ژئوپلیتیکی آمریکا شد. اتمی شدن پاکستان و ظهور یک قدرت هسته‌ای در همسایگی ایران و همکاری استراتژیک این کشور با آمریکا در منطقه به ویژه در افغانستان و اختلال در شکل‌گیری روابط راهبردی ایران، روسیه، چین و هند و معرفی افغانستان به عنوان یک رقیب ژئوپلیتیکی برای ایران از جمله مؤلفه‌های بسیار مهمی است که میزان آسیب‌پذیری ایران را در این حوزه ژئوپلیتیکی بطور فزاینده‌ای بالا برده است(یونسیان، 1380: 57).با توجه به این مطالب می‌توان ادعا کرد که بخش قابل توجهی از مؤلفه‌های تأثیرگذاردر تأمین امنیت داخلی کشور به نوعی متأثر از متغیرهای خارج از مرزهای سرزمینی است لذا هر گونه آسیب‌پذیری در روابط کشور با همسایگان زمینه نقصان در امنیت داخلی و امنیت ملی را فراهم می‌نماید.
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
ورود غیر قانونی اتباع بیگانه از مرزهای شرقی به شهرهای مختلف کشورمان به خصوص اتباع افغانی و پاکستانی از دیرباز بعنوان یکی از معضلات جامعه ایرانی مطرح بوده و این مسئله در طول سال های گذشته از منظر آسیب های اجتماعی همچون تکدی گری، زاغه نشینی و بزهکاری از سوی صاحب نظران و کارشناسان مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
بسیاری از اتباع همسایگان شرقی کشورمان به دلائل مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از جمله وقوع جنگ، خشکسالی، سیل در طول سال های گذشته به ایران رفت و آمد داشته و در برخی از مناطق کشور به خصوص مناطق شرقی، جنوب شرق و همچنین پایتخت حضوری پر رنگ و در سایر مناطق ایران نیز کم و بیش حضور دارند.
جمهوری اسلامی ایران نیز در طول سالیان گذشته همواره با فراهم آوردن امکانات اقامت و اشتغال قانونی اتباع افغانی و پاکستانی نسبت به تحقق و رعایت حقوق بین الملل اسلامی و حق همسایگی پایبند بوده است.
اما جدای از بهره مندی بسیاری از کارفرمایان، صاحبان صنایع و مشاغل مختلف کشورمان از نیروی کار ارزان مهاجرین همسایگان شرقی به خصوص افاغنه، این مهاجرت های غیرقانونی و افسارگسیخته هزینه های اقتصادی و اجتماعی فراوانی را به جامعه ایرانی تحمیل کرده است.جدول شماره 1 نشان می دهد که 1392 کیلومتر مرز مشترک ما با دو کشور شرقی می تواند مهم باشد . تمام آنچه که در این زمینه بیان شد نشان از ضرورت یافتن این امر که بایستی چاره ایی را برای حل و یا حتی المقدور کاهش اثرات مخرب این پدیده در کشور اندیشید را اثبات می کند .
جدول شماره 1- 1: طول مرزهای ایران
ردیفنامکیلومتر1مرزهای آبی27002عراق16093ترکمنستان12044پاکستان9785افغانستان9546آذربایجان7677ترکیه4868ارمنستان40 ماخذ: سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح
اهداف تحقیق
بررسی به وجود آمدن مسائل فرهنگی ،اجتماعی و امنیتی در نتیجه ورود غیر قانونی اتباع خارجی در کشور
پدیده های مختلف ناامنی و ناهنجاری به وجود آمده و انواع گوناگون تهدیدات خارجی و داخلی
بررسی مهمترین منابع تنش زای سیاسی- امنیتی در روابط بین ایران و افغانستان
1-4 – سوال تحقیق:
1-4-1- مهمترین سوال مورد بررسی که دلیل انجام این پژوهش بوده عبارت است از :
آیا ورود اتباع خارجی از سمت مرزهای جنوب شرق ایران از لحاظ جغرافیای سیاسی تاثیری بر روابط
بین دو کشور و نیز مسائل منطقه ایی گذاشته است؟
1-5-فرضیه های تحقیق
1-5-1- فرضیه های تحقیق به شرح زیر اند:
الف) به وجود آمدن قوانین سخت مهاجر پذیری در ایران می تواند موجب کاهش ورود اتباع خارجی به کشور شود .
ب ) ایجاد صلح و امنیت در داخل افغانستان و نیز به وجود آمدن حکومتی قدرتمند و با ثبات سیاسی و اقتصادی موجب کاهش مهاجران می شود .

محدوده مورد مطالعه
استان سیستان و بلوچستان با وسعتی حدود 181785 کیلومتر مربع پهناورترین استان کشور می باشد که در جنوب خاوری ایران واقع است و بیش از 11 درصد وسعت کشور را در بر میگیرد . این استان با قرار گرفتن در بین 25 درجه و 3 دقیقه تا 31 درجه و 27 دقیقه عرض شمالی از خط استوا و 58 درجه و 50 دقیقه تا 63 درجه و 21 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ ، از نظر جمعیتی از کم تراکم ترین استان های کشور است . این استان از دو منطقه سیستان و بلوچستان تشکیل می شود و از شمال به استان خراسان جنوبی و کشور افغانستان ، از شرق به کشورهای پاکستان و افغانستان ، از جنوب به دریای عمان و از مغرب به استانهای کرمان و هرمزگان محدود می شود . سیستان و بلوچستان 1100 کیلومتر مرز با کشورهای پاکستان و افغانستان و 300 کیلومتر مرز آبی با دریای عمان دارد و به دلیل قرار گرفتن در موقعیت راهبردی و ترانزیتی از اهمیت فراوان برخوردار است . مرزهای سیاسی امروزی در بخش جنوب شرقی و شرقی ایران بیشتر در دوران سلطنت پادشاهان قاجار شکل گرفته اند .
نقشه شماره 1- 1: نمایی کلی ازمرز مشترک با همسایگان در چهار جهت جغرافیایی
نقشه شماره 1-2: تقسیمات سیاسی شهرستان های استان در جوار دو کشور همسایه
بهره وران

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

با توجه به عنوان پایان نامه سازمان ها و ارگانهایی که می توانند از این تحقیق بهره گیرند عبارتند از:
نیروی انتظامی، فرمانداری، وزارت امور خارجه.
مشکلات تحقیق
دور بودن محقق از منطقه مورد بررسی و به روز نبوده اطلاعات کتابخانه ایی در این زمینه
نبود تصاویر و اطلاعات دقیق و به روز از محل ورود اتباع غیر قانونی از مرزهای شرقی و جنوب شرقی
1-9– مفاهیم و واژگان پژوهش
1-9-1 – ژئوپلیتیک
– مجتهدزاده ، ژئوپلیتیک را مطالعه اثر گذاری عوامل جغرافیایی بر تصمیم گیری های سیاسی صاحبان قدرت می داند ،به عبارتی مطالعه روابط همکاری یا رقابتی میان قدرت ها را بر اساس امکاناتی که محیط جغرافیایی در اختیار هر یک می گذارد یا امکاناتی که هر یک از قدرت ها در رقابت با دیگری می توانند از محیط دریافت کنند می داند. (مجتهدزاده، 1381، 5)
– دکتر دره میر حیدر جدید ترین تعریفی که از ژئوپلیتیک ارائه کرده است بدین شرح است: «ژئوپلیتیک شیوه قرائت و نگارش سیاست بین الملل توسط صاحبان قدرت و اندیشه و تأثیر آنها بر تصمیم گیری های سیاسی در سطح ملی و منطقه ای است» (میر حیدر، 1377: 22).
– جفری پارکر ژئوپلیتیک را ارزیابی فضایی روابط بین الملل تعریف می کند (Karabulut, 2005: 29). ژنرال فرانسوی، پیرگالوا، نویسنده اثری با عنوان ژئوپلیتیک راههای رسیدن به قدرت، منتشر در سال 1990، ژئوپلیتیک را چنین تعریف می کند: ژئوپلیتیک یعنی مطالعه نحوه ارتباط بین هدایت سیاسی یک قدرت با برد بین المللی و چهارچوب جغرافیایی عملکرد آن.» (عزتی، 1379: 5).

امنیت
امنیت برای یک کشور عبارت است از داشتن یا بدست آوردن اطمینان نسبت به سلامت «موجودیت» و «مالکیت» نسبت به موقعیت و نسبت به آن چه زیر چتر «منافع ملی» قرار می گیرد. (مجتهدزاده، 1381، 124).
مهاجرت
مهاجرت عبارت‌است از جابه‌جایی مردم از مکانی به مکانی دیگر برای کار یا زندگی. مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد دورکننده‌ای مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت مهاجرت می‌کنند. دلیل دوم می‌تواند شرایط و عوامل مساعد جذب کننده مانند امکانات بهداشتی بیشتر، آموزش بهتر، درآمد بیشتر و مسکن بهتر در مقصد مهاجرت باشد.
مرز طبیعی
مرزها را می توان بر حسب درجه تطابق شان با عوارض طبیعی به دو گروه تقسیم کرد: یکی استفاده از عوارض طبیعی و دوم اینکه استفاده از ابزار ساختگی و مصنوعی مانند پرچین، ستون و سیم خاردار مشخص می شوند. مرزهایی که با استفاده از عوارض طبیعی تعیین می شوند، اصطلاحاً به مرزهای طبیعی موسومند و از قدیم استفاده از این گونه خطوط مرزی، میان کشورها مرسوم بوده است. دلیل اصلی گزینش عوارض طبیعی به عنوان مرز این بود که کار تعیین حدود و علامت گذاری آسان تر انجام می شد.استفاده از عوارض طبیعی در تعیین مرزها برای آسان شدن کار و بر اثر تصمیم دولت ها صورت می گیرد. نقش خطوط مرزی، جدا کردن قلمرو دو دولت مجاور و کنترل ارتباط میان ملت هاست. (کشوردوست، 1389، 23)
مرز سیاسی
مرزبه معنای مانع وحائل است مرزسیاسی نیزهمانطورکه ازنامش پیداست قلمروسیاسی یک حاکمیت ویادولت رامعین میکند،مرز منطبق بر قوانین خاص است ودر برابر انتقال کالا انسان ، و حتی افکار مانع ایجادمیکند، مرزسیاسی در واقع حد نهایی وحاشیه بیرونی ناحیه سیاسی که یک حکومت ویانهاد فروانروا می توانددرآن اعمال اراده سیاسی کند رابصورت رسمی مشخص میکند مرزسیاسی ناحیه تماس د و دولت ویا حکومت سیاسی همجوار است که هرکدام درمرزسیاسی خوداعمال اراده سیاسی رسمی کرده ومی توانند یکدیگر راخنثی کنند.(مجتهدزاده، 1381، 23)

نقشه شماره 1-3: نمایی از تصاویر ماهواره ایی بین مرزایران ، پاکستان و افغانستان
فصــل دوم
(مبانی نظری تحقیق)
پیشینه تحقیق :
کلیه مطالعاتی )مطالعات قبلی (که توسط دیگران درباره موضوع انجام گرفته است را اصطلاحاً ادبیات تحقیق می نامند. مطالعه ادبیات تحقیق موجب تدوین چارچوب فکری یا تحلیلی شده و از طریق آن مسأله برای محقق محدود می شود و از دوباره کاری جلوگیری می گردد لذا بر اساس بررسی‌های صورت گرفته در کتب، مقالات ، مجلات و پایان نامه و رسالات نگارش یافته در مقاطع تحصیلات تکمیلی که در ایران تدوین شده می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
دکتر هادی اعظمی، دکتر محمدجواد رنجکش ، سعید جمال (مقاله1392) بیان داشته اند که ،در عنصر سرزمین یکی از مقولات مهم، مناطق مرزی آن سرزمین است که دولت ها اغلب به این مهم توجه دارند و سرمایه گذاری هایی را جهت حفظ و تقویت حدود و ثغور خود می نمایند. به طور کلی در خصوص چالش های ایران و افغانستان در مرزهای شرقی معتقدند که افغانستان تا آینده ای نامعلوم هم چنان در شمار کشورهای بی ثبات و چالش خیز جهان باقی خواهد ماند. و در واقع تا زمان روی کار آمدن دولتی میانه رو، متمرکز و مورد پذیرش تمامی قبایل شمالی و جنوبی، این کشور صادر کننده انواع چالش و معضلات امنیتی و سیاسی به ایران و دیگر همسایگان خود خواهند بود.
آرزو غلامی گنجه (مقاله 1393 ماهنامه عصر امروز) او بیان می دارد که در برخی کشورها با توجه به جمعیت و وضعیت عمومی اقتصادی و گاهی سیاسی قوانین بعضاً سخت گیرانه یا برابر با دیگر شهروندان آن کشور وضع می‌شود. در ایران اما شرایط مهاجرانی که وارد کشور می‌شوند و عمدتاً از کشور افغانستان و عراق هستند متفاوت است و سیاست‌های متغیر اعمال می‌شود.بر اساس آمار هم‌اکنون حدود 1 میلیون شهروند افغان به‌صورت قانونی و تقریباً 2 میلیون افغان به شکل غیر‌قانونی در کشور زندگی می‌کنند. علت مهاجرت افغان‌ها برکسی پوشیده نیست. نبود امنیت، شرایط بد اقتصادی، نبود کار، جنگ داخلی و عدم امیدواری به آینده و پیشرفت در این کشور بیشترین دلیل مهاجرت را تشکیل می‌دهد. درواقع این افراد به امید زندگی بهتر و تامین رفاه با دشواری بسیار از مرزها عبور کرده و به کشورهای اروپایی و آسیایی مهاجرت می‌کنند. دلایل مهاجرت هم برای آن‌ها چنان قوی و موجه است که در این راه گاهی جان شان را از دست می‌دهند بی شک همگی نگاهی انسان دوستانه به حقوق ایرانیان در کشورهای دیگر داریم و به آن از دید حقوق بشری نگاه می کنیم و باور داریم که تن و روح انسان با هر تابعیتی شریف است.
هادی اعظمی ، سید هادی زرقانی ، علی اکبر دبیری ( پژوهشنامه ایرانی سیاست بین الملل ، سال اول، 1391) به تحلیل اولویت های منطقه ای و دیدگاههای ژئوپلیتیک در شکل دهی به سازمان منطقه ای پرداخته اند . در این پژوهش با استفاده از ساختار فضایی نظریه سیستم ژئوپلیتیک جهانی ، به بررسی جایگاه کشورهای سازمان همکاری شانگهای و نیز ایران در قلمرو ژئواستراتژیک و مناطق ژئوپلیتک پرداخته شده است .حیات سیاسی – امنیتی ، اقتصادی و فرهنگی و در یک کلام وابستگی ژئوپلیتیک ایران به خاور میانه و خلیج فارس بیش از سایر مناطق است . از آنجائیکه منطقه گرایی به معنای بذل توجه ویژه به یک منطقه جغرافیایی مشخص است که به نظر می رسد بهترین مکان برای تحقق منافع و ایده آلهای کشورهای آن می باشد ،لذا ایران نیز در پیوستن به سازمانهای منطقه ایی باید به هویت جغرافیایی و ژئوپلیتیک خود توجه کند.
مفاهیم و تعاریف
2-2-1- منطقه و منطقه گرایی
تعاریف مختلفی که از منطقه وجود دارد براساس محوریت یکی از موضوعات جغرافیا، تاریخ و فرهنگ مشترک، همکاری سامان یافته اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی یا امکان شکل گیری یک جامعه مدنی مطرح شده اند فرهنگ استراتژی، منطقه را سرزمین چند کشور می داند که به علت پیوند جغرافیایی یا منافع مشترک به یکدیگر مرتبط شده اند (محمد نژاد و نوروزی، 1378 ، ص( 243 کانتوری و اشپیگل منطقه را حوز های از کره خاکی می دانند که در برگیرنده شماری از کشورهای نزدیک به هم از نظر جغرافیایی است به گونه ای که آن کشورها در اصطلاح منطقه .(Cantori and Spiegel ,1970,4) سیاست خارجی خود روابط متقابل برقرار سازند در جغرافیای سیاسی به گونه تصادفی استفاده نمی شود.
منطقه یک فضای جغرافیایی را می گویند که از یک سلسله پدیده های مشابه و عوامل پیوند دهنده اجزای محیط، هم از نظر فیزیکی و هم از دید محیط .( انسانی، برخوردار باشد )مجتهد زاده، 1379 ، ص 42 ) است. مراد از این اصطلاح در ادبیات روابط « رژیونالیسم » منطقه گرایی معادل کلمه لاتین ، بین الملل تشکیلات و اجتماعاتی است که مرکب از دست کم سه واحد سیاسی باشند .
اصطلاح مزبور هنگامی کاربرد دارد که دولتهای واقع در یک منطقه جغرافیایی که دارای علایق مشترک هستند از طریق سازمان های منطقه ای با یکدیگر همکاریهای نظامی، سیاسی و اقتصادی داشته باشند .به عبارت دیگر منطقه گرایی عبارت است از ایجاد تحول در یک منطقه مشخص، از پراکندگی و چند دستگی به همگون شدن و همگرایی، آن هم در یک رشته از زمینه ها که مهم ترین آ نها فرهنگ، امنیت، سیاس تهای اقتصادی و رژی مهای سیاسی است. سطح در واقع منطقه گرایی .(Yalem, 1969, p184). شرط لازم است اما کافی نیست « همسانی » مشخصی از به معنای بذل توجه ویژه به یک منطقه جغرافیایی مشخص است که به نظر م یرسد بهترین مکان برای . تحقق منافع و ایده آل های کشورهای مربوط می باشد (سیمبر، 1387 ، ص 114)
2-2-2- هویت ژئوپلیتیک
منظور از هویت ژئوپلیتیک این است که یک کشور به چه سیستم منطق های تعلق دارد. در واقع ویژگی های جغرافیایی، سیاسی–امنیتی، تاریخی، فرهنگی و اقتصادی یک کشور و میزان وابستگی به یک منطقه، هویت جغرافیایی و ژئوپلیتیک آن را مشخص م یکند. تعریف هویت ژئوپلیتیک، یکی از موضوعات مهم سیاست و حکومت است. در طول ده ههای گذشته حکومت های مختلف از هویت ژئوپلیتیک برای حفظ قدرت و مشروعیت خود نزد ملت ها و در روابط با قدرت های بزرگ استفاده کرده اند. به عنوان نمونه، پاکستان همواره در تعیین هویت ژئوپلیتیک خود دچار گرفتاری بوده است و در حالی که ملت پاکستان، نخبگان فرهنگی و روشنفکران آن با نگاه توسع های سعی در اتصال پاکستان به هویت فرهنگی-سیاسی آسیای جنوبی و انرژی و توسعه اقتصادی داشته اند، نخبگان اجرایی و حکومت های پاکستان سعی دارند خود را به هویت خاورمیانه ای و جهان اسلام متصل کنند..( Haqqani, 2004, pp. 92-91)
2-2-3- نظریه سیستم ژئوپلیتیک جهانی
نظریه سیستم ژئوپلیتیک جهانی جدیدترین نظریه ژئوپلیتیک است که توسط سائل بی کوهن ارانه شده است. کوهن در قالب این سیستم الگوی توزیع قدرت، روابط قدرت بین اجزاء سیستم، سطح بندی سیستم و ساختار فضائی سیستم را توضیح می دهد)حافظ نیا، 1385 ، ص( 240. براساس این است « قاره ای » و زمینه « دریایی » نظریه، دو زمینه اصلی جغرافیایی فیزیکی-انسانی که شامل زمینه حوزه هایی را برای توسعه ساختارهای ژئوپلیتیک متمایز ارائه می دهند. تمدن ها، فرهنگ ها و نهادهای سیاسی که در این زمینه ها تکامل یافته اند، به طور اساسی در اقتصادها، فرهنگ ها، سنت های انسانی و دیدگاه های ژئوپلیتیک متفاوتند. در سلسله مراتب فضایی ساختار جهانی کوهن، حوزه ژئواستراتژیک بالاترین سطح به شمار می رود. این حوزه ها بخش هایی از جهان است که برای دارا بودن خصوصیات و کارکردهای تاثیرگذار در سطح جهانی به اندازه کافی بزرگ بوده و در خدمت نیازهای استراتژیک قدرت ها، کشورها و مناطق مهم هستند.

مهم ترین عامل متمایز کننده یک حوزه، درجه شکل گیری آن توسط شرایط بعد دریایی یا بعد قار ه ای است. در جهان کنونی، سه حوزه ژئواستراتژیک تکامل یافته اند: حوزه دریایی تجارت محور آتلانتیک و پاسفیک، هارتلند اوراسیایی روسیه قاره ای و حوزه. دومین سطح از ساختار فضائی سیستم – قاره ای–دریایی آسیای شرقی )کوهن، 1387 ، صص(84- 85 ژئوپلیتیک جهان شامل مناطق ژئوپلیتیک می باشد. این مناطق ژئوپلیتیک اکثراً زیر بخ شهایی از حوزه های ژئواستراتژیک دریایی و قاره ای هستند، به شکلی که قلمرو ژئواستراتژیک دریایی شامل شش منطقه ژئوپلیتیک اروپا، آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی، حوزه کارائیب، حوزه آسیای ساحلی (ژاپن، استرالیا، کره( و آفریقای جنوب صحرا است و قلمرو ژئواستراتژیک قار های شامل دو منطقه .(Cohen, 1994, p.34) ژئوپلیتیک هارتلند )روسیه( و آسیای شرقی )چین و مغولستان( می باشد .
در ساختار فضائی نظریه سیستم ژئوپلیتیک جهانی حوز هها و مناطق دیگری نیز وجود دارند که عبارتند از:
الف: کمربند های شکننده
کوهن در نظریه پیشین خود درباره ساختار ژئوپلیتیک جهان قائل به دو یا سه کمربند شکننده یعنی خاورمیانه، جنوب شرق آسیا و آفریقای استوایی بود. این مناطق در نظریه « منطقه تصمیم » به عنوان کانون نفوذ و رقابت قدر تها شناخته می شدند و از این رو شبیه کوهن پس از جنگ سرد تنها .(DikshitT, 1995, p12). قدرت هوائی سورسکی به نظر م یرسیدند خاورمیانه را منطقه شکننده دانسته و دو منطقه جنوب شرق آسیا و جنوب آفریقا را جزء قلمرو ژئواستراتژیک دریایی قرار می داد.
ب: کشورها و مناطق گذرگاهی
کشورهایی هستند که تسهیل کننده ارتباط بین دو قلمرو ژئواستراتژیک یا دو منطقه ژئوپلیتیک می باشند، نظیر اروپای شرقی و آمریکای مرکزی. این مناطق در پیوستگی و انسجام و تکامل سیستم نقش برجسته ای را به عهد دارند.
ج: منطقه ژئوپلیتیک مستقل
این منطقه بر شبه قاره هند تطبیق می کند و در قلمرو ژئواستراتژیک جای نمی گیرد. این منطقه حالت دوگانه داشته و حدود 8 تا 10 درصد تجارت جهانی را به خود اختصاص می دهد
قطب برجسته این منطقه هند است که در حال ارتقاء برای تبدیل شدن به سومین قلمرو .(Ibid, p28). ژئواستراتژیک جهان می باشد در واقع کوهن بر خلاف بسیاری از نظریه پردازان کلاسیک جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک بر این باور است که جهان سیاسی از نظر استراتژیک یکپارچه نیست، بلکه دنیایی اساساً از هم گسیخته و تقسیم شده به چند منطقه جدا از هم است. وی با طرح چنین دیدگاهی از جهان سیاسی، پلی بر فاصله میان جهانی اندیشی جغرافیایی و سیاسی دهه های نخستین قرن بیستم و دهه های واپسین آن قرن می بندد، دهه ای که شاهد شکل گرفتن منطقه گرایی های سیاسی-اقتصادی چندگانه بود )مجتهدزاده، 1381 ، صص 198-199 ) بنابراین کوهن در نظریه خود برای هر منطقه هویت ژئوپلیتیک مجزایی قائل است که آن را از سایر مناطق و حوز هها جدا می سازد، مهم ترین عامل تمایز میان مناطق میزان برخورداری از زمینه قاره ای و دریایی است.
نقشه شماره 2-1: ساختار فضایی نظریه نظام ژئوپلیتیک جهانی در قرن 21
منبع: Cohen, 2004.P. 239
2-2-4- هیدروپلیتک
بحث آب و مدیریت آن در حیات بشر یکی از مسائل اساسی بوده است و در آینده نزدیک این احتمال وجود دارد که به بحث اصلی دولت ها و ملت ها تبدیل شود. رودخانه هیرمند را شاهرگ حیاتی سیستان نامیده اند. نگاهی گذرا به موقعیت جغرافیایی سیستان چنین قضاوتی را قطعی تر و در عین حال، ساده تر و قابل فهم تر خواهد نمود. اهمیت تاریخی هیرمند برای سیستان تا بدان حد است که آریایی ها این رود را مقدس می شمرده اند. رود هیرمند تنها منبع آب این منطقه، از کوههای اطراف کابل سرچشمه می گیرد و در مسیری طولانی حدود 1450 کیلومتر، به دریاچه هامون می ریزد.
مسئله هیرمند بین ایران و افغانستان طی سالیان متوالی همواره منشاء اختلاف بین مردم محلی ونیز دولت ها بوده است. این مسئله در زمان های مختلف وضعیت متفاوتی پیدا کرده است. بنابراین، این مسئله در دو دوره زمانی قبل و بعد از 11 سپتامبر مورد بررسی قرار خواهد گرفت. زیرا به دلیل تحولات افغانستان و تغییر ساختارها و شکل گیری دولت جدید، این مسئله طبیعتاً دستخوش تغییراتی شده یا خواهد شد.
الف)قبل از 11 سپتامبر:
در مسیرطولانی رود هیرمند تا دریاچه هامون، چندین ولایت افغانستان و نیز سیستان ایران قرار دارند که حیات همگی آنها بستگی به آب این رود دارد. به همین دلیل در گذشته های دور ساکنان اطراف آن در نوعی تفاهم و از طریق همکاری و بستن سدهای موسوم به سد گزی، هر کدام به تناسب، نیازهای خود را بر طرف کرده اند و با این وجود مسیر آب برای روستاها و مناطق جمعیتی پایین دست، باقی مانده است. این روند طی قرن ها جواب گوی نیازهای ساکن حوالی هیرمند بوده است. اما واقعیت آن است که در پی طرح های سد سازی در افغانستان، این روند طبیعی به هم خورد و از این رو مسأله کمبود آب دربخش سیستان ایران به صورت یک بحران در آمد، به طوری که در سالهای 51-1350 خشکسالی گسترده در سیستان به وجود آمد و جمعیت زیادی به گرگان کوچانده شدند. اختلافات بر سر چگونگی تقسیم آب هیرمند و دیگر حقوق مربوط به این رودخانه بین المللی، بین دو کشور ایران و افغانستان یکی از مسائل اساسی در روابط آنها بوده است. به طور کلی در زمینه حل و فصل اختلافات ایران و افغانستان در خصوص چگونگی استفاده از آب رودخانه هیرمند توافق نامه هایی صورت گرفته است:
– کمیسیون حکمیت ژنرال گلد اسمیت در سال 1872، مرزهای دوکشور را در دلتای هیرمند روی شاخه اصلی رودخانه هیرمند قرارداد.
– حکمیت مک ماهون: وی از سال 1902 تا 1905 به وسیله میله سرعت[2] دست به تقسیم آب رودخانه هیرمند زد و در نهایت در سال 1905 بر آن شد که دو سوم آب در دلتا به افغانستان ویک سوم آن به سیستان ایران داده شود. این تصمیم از طرف ایران مورد پذیرش قرار نگرفت.
–   پروتکل 1315 و قرار داد 1317: با گسترش یافتن روابط دوستانه میان دولت مرکزی تازه پا گرفته رضا شاه در ایران و دولت تازه استقلال یافته محمد نادر شاه در افغانستان، تلاش های تازه ای برای حل مساله آب هیرمند آغاز شد که حاصل آن منجر به پروتکل 1315 و قراداد 1317 بین دو کشور شد. در نخستین ماده این قرارداد که به کل قرار داد نیز اشاره دارد، آمده است: دولت های ایران و افغانستان توافق کردند که همه آب هیرمند از بند کمال خان (47 کیلومتر داخل خاک افغانستان نسبت به مرز ایران ) به سهم مساوی میان ایران و افغانستان تقسیم گردد و ماده دوم حاکی از آن بود که دولت افغانستان متعهد می شود که هیچ کانال تازه ای برای استفاده از آب بیشتر از آن چه هم اکنون میان ده «چهار برجنگ» و بندکمال خان می برد، احداث نکند و کانال های موجود را تعمیر نکند.
–   کمیسیون دلتا: در سال 1327 . هـ .ش، دو کشور با تشکیل کمیسیون دلتای رود هیرمند موافقت نمودند. در مرداد ماه 1327 سفارت آمریکا طی یادداشتی 15 نفر کارشناس با ملیت های مختلف به دو کشور پیشنهاد نمود. پس از انتخاب اعضای کمیسیون، مذاکرات نمایندگان دو کشور در واشنگتن با اختلافات فاحشی به طول انجامید. بر اساس این پیمان قرار بود که 22 متر مکعب در ثانیه از آب رودخانه هیرمند در دلتا و 4 متر مکعب در ثانیه آب خریداری شده از افغانستان به عنوان سهم ایران در نظر گرفته شود که به این ترتیب آب وارد شونده به سیستان ایران به  26 متر مکعب در ثانیه می رسد، حتی قرار بود پادشاه افغانستان، دو متر مکعب آب در ثانیه نیز به پادشاه ایران ببخشد. نماینده ایران، هویدا نخست وزیر وقت و نماینده افغانستان محمد موسی شفیق نخست وزیر افغانستان بود. این قرار داد بعدها به دلیل وقوع کودتای داوودخان در افغانستان به تصویب مجلس ملی افغانستان نرسید. ولی همچنان به عنوان مبنایی در هر گونه مذاکرات تقسیم آب هیرمند مطرح است.
عدم اجرای موافقت نامه های تقسیم آب بین ایران و افغانستان دلایل گوناگونی دارد. ولی در واقع  نمی توان تردید کرد که بی ثباتی سیاسی و اجتماعی و برهم خوردن امنیت در داخل افغانستان، اصلی ترین دلیل عدم اجرای موافقت نامه ها بوده است. این وضعیت به خصوص در سالهای بعد از کودتای مارکسیتی نور محمد ترکی وجنگ و جهاد شدیدتر بوده است. به طوری که طی این دوره، تا کنون مدیریت آب هیرمند به صورت یک مشکل در مناسبات ایران و افغانستان، مطرح بوده است. به نظر می رسد که در سالهای اخیر دولت ایران با مشکل تأمین آب سیستان با مسائل پیچیده تری رو به رو شده است. به این معنا که جنگ داخلی افغانستان باعث شد تا کشاورزان اطراف هیرمند، از بی قانونی و بی نظمی در افغانستان استفاده کنند و با برداشت آب بیشتر از سهم خود باعث شدند تا دریاچه هامون ایران ،خشک شود و آب دهی هیرمند دربخش ایرانی سیستان به شدت کاهش یابد. در سالهای حکومت طالبان نیز آب هیرمند به طرف سیستان ایران به طور کلی خشک شد و به یک فاجعه زیست محیطی انجامید. این اتهام متوجه طالبان گشت که آنها آگاهانه به دلیل تضادشان با ایران عملاً از ورود آب هیرمند به سیستان جلوگیری می کنند. طالبان خشکسالی را بهانه می کردند ولی به ظاهر این بهانه ها در ایران خریداری نداشت.
 ب)پس از 11 سپتامبر:
در شرایط کنونی، دولت موقت و انتقالی پس از سقوط طالبان رویه بهتری در پیش گرفته است. با ارتقاء مناسبات ایران و افغانستان و همکاری ایران در تمام زمینه ها با دولت افغانستان و دیدارهای متعدد رؤسای جمهور اسلامی ایران و افغانستان، دولت افغانستان درمقاطعی اجازه داده است که رودخانه هیرمند در مسیر طبیعی خود جریان یافته و به ذخیره سازی آب در زابل کمک کند. اما طرح مسئله هیرمند در یک کمیته مشترک توسط ایران، پاسخ شفاف و قانع کننده ای از سوی افغانها در برنداشته و همچنان به صورت چالشی نهفته باقی مانده است. با این حال اجازه جریان طبیعی رودخانه هیرمند در برخی مقاطع توسط افغانستان، یک تصمیم موقت وامتیازی بوده که کرزای به ایران داده است و هیچ اطمینانی برای ادامه این روند وجود ندارد.
چنان که معلوم است تا کنون به دلیل جنگ و بحران در افغانستان هیچ کدام از قرار دادها و توافقنامه ها جنبه اجرایی پیدا نکرده است. مهمتر اینکه حتی در دوره جدید و ثبات نسبی به وجود آمده در افغانستان، باز هم امیدچندانی وجود ندارد که مسئله آب هیرمند به صورتی عادلانه حل شود.
بنابراین اختلافات ایران و افغانستان بر سرحقوق مربوط به آب هیرمند نقش پر اهمیت و انکار ناپذیری در مناسبات دو کشور داشته و دارد و مانع جدی همکاری های آتی است. در هر حال، دریک قضاوت مقدماتی می توان گفت که مسئله آب هیرمند به دلیل پیامدهای مخرب زیست محیطی آن در مناطق مرزی دو کشور، به سهولت پیامدهای امنیتی و سیاسی خاص را رقم خواهد زد که غفلت از آن جایز نخواهد بود.
2-2-5- تهدیدات ژئواکونومیکی:
مسائل اقتصادی همواره یکی از عوامل اصلی روابط بین کشورها می باشد. اهداف اقتصادی مشترک سبب همکاری و همگرایی بین کشورها می شود و بر عکس اهداف اقتصادی متعارض و متفاوت منجر به رقابت بین بازیگران نظام بین الملل به ویژه کشورها می شود. مسائل اقتصادی و ژئواکونومیکی مرتبط با افغانستنان بسته به شرایط متفاوت دوسوی 11 سپتامبر پیامدهای متفاوتی برای ایران در بر داشته است.
الف) قبل از 11سپتامبر:
   قبل از 11سپتامبر، نبود دولت مرکزی قوی، جنگ داخلی بین گروههای افغان و بی ثباتی، مسائل اقتصادی افغانستان را در ارتباط با دیگر کشورها تحت تأثیر خود قرار داده بود. آنچه در ورابط ایران و افغانستان مهم بود، امنیت مرزهای دو کشور بود. مسئله انتقال نفت و گاز آسیای مرکزی و دریای خزر به سواحل دریای عمان و اقیانوس هند یکی از مباحث عمده در دهه 90 و به ویژه پس از 11 سپتامبر می باشد. طرح احداث خط لوله گاز ترانس افغان که گاز ترکمنستان را به افغانستان و سپس پاکستان انتقال خواهد داد در دهه 90 در زمانی که طالبان در افغانستان حاکم بودند تصویب شد. مسیر دیگر برای انتقال نفت و گاز آسیایی مرکزی، مسیر ایران بوده که به خاطر امنیت بهتر و بیشتر در ایران، این مسیر از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. زیرا اجرای طرح ترانس افغان به علت مشکلات خاص حکومت طالبان مقدور نگردید و مسیر ایران به عنوان تنها مسیر نزدیک و امن ، منافع بیشتری را برای این کشور می توانست در بر داشته باشد. به ویژه که اهمیت ژئواستراتژیکی ایران را دو چندان می کرد.
یکی از نکات مهمی که ذهن پژوهشگران را در رابطه با حمایت آمریکا و پاکستان از طالبان به خود معطوف داشته، همین مسئله یعنی احداث خطوط لوله نفت و گاز از آسیای مرکزی و دریای خزر به افغانستان و پاکستان است. اضطراب دولت پاکستان از چنین طرحی این بود که دولت افغانستان مبادا در آینده از لوله های نفت و گاز به عنوان یکی از ابزارهای فشار سیاسی علیه پاکستان استفاده نماید. زیرا در آن زمان اختلافات این دو کشور روز به روز تشدید می شد. بنابراین پاکستان در صدد بود با تقویت گروه طالبان و حمایت آمریکا یک دولت تحت نفوذ در افغانستان را روی کار آورد. پاکستان همواره افغانستان را به منزله یک دالان عبور سودمند برای دست یابی به منافع بازرگانی و تجاری کشورهای آسیای مرکزی تلقی نموده است. عبور لوله های نفت و گاز آسیای مرکزی از افغانستان به سوی بنادر پاکستان درآمد هنگفتی نصیب این کشور می سازد.
  اما حمایت آمریکا وپاکستان از طالبان نتیجه مثبتی در برنداشت، زیرا طالبان بیشترباعث گسترش نا امنی و بی ثباتی در افغانستان شد و احتمال احداث طرح ترانس افغان را هر چه بیشتر تضعیف می کرد و در مقابل بر اهمیت مسیرایران می افزود.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید